کارمند خوب کیست؟

کارمند خوب کیست

برای ورود به شغل و شروع فعالیت کاری یا گرفتن ترفیع و ارتقا در یک سازمان می‌بایست صلاحیت و لیاقت خود را به کارفرما ثابت کنیم. از سوی دیگر، کارفرماها هم در هنگام استخدام یا ترفیع و ارتقا باید بدانند که یک کارمند خوب کیست و چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا بتوانند ارزیابی درستی انجام دهند.

داشتن «مدرک تحصیلی» و «سابقه کاری» دو موردی است که خیلی‌ها در اولین برداشت خود نسبت به کارمند نمونه به آن فکر می‌کنند، ولی حتماً شما هم متوجه کاهش ارزش مدارک آکادمیک در طی سالیان اخیر نزد کارفرمایان شده‌اید، پس امروزه دیگر نمی‌توانیم خصوصیات کارمند نمونه را به همین دو مورد محدود کنیم.

اگر می‌خواهید بدانید کارمند خوب و نمونه چه ویژگی‌هایی دارد، می‌توانید لیستی را که در این مقاله برای‌تان تهیه کرده‌ایم بخوانید.

ویژگی های یک کارمند خوب چیست؟

۱. تعهد و مسئولیت‌پذیری شرط اول برای یک کارمند خوب

یکی از دغدغه‌های اصلی هر سازمان یا شرکت، اجرای برنامه‌های کلان و حرکت در مسیر تحقق اهداف استراتژیک خود است؛ برای رسیدن به این منظور عوامل زیادی دخیل هستند که از مهمترین آن‌ها می‌توان به وجود افراد شایسته در سازمان، اشاره کرد، بنابراین صاحبان شرکت‌ها و کارفرمایان فردی را انتخاب می‌کنند که به‌قدر کافی مسئولیت‌پذیر باشد و برای انجام وظایفش دلسوزی به‌خرج دهد. هیچ‌کس از کارمندی که کارهایش را درست انجام نمی‌دهد یا آن‌ها را به‌تعویق می‌اندازد خوشش نمی‌آید.

باید مسئولیت وظایفی را که به ما سپرده شده‌اند بپذیریم و از تمام توان خود برای به‌انجام رساندن آن‌ها استفاده کنیم. باید سعی کنیم کیفیت خروجی کارمان همیشه بالاتر از حد انتظار باشد تا برند خوبی را برای خود بسازیم.

۲. برقراری ارتباط مؤثر با همکاران

هر کسی قادر به این نیست که بتواند گفت‌وگوی سازنده با دیگران برقرار کند. بنابراین کارمندی که از ویژگی توانایی برقراری ارتباط موثر برخوردار باشد، در مدت زمان کمی خودش را از دیگران متمایز می‌سازد.

اگر قدرت کافی برای برقراری رابطه با دیگران (چه کارفرما، چه ارباب‌رجوع و چه دیگر همکاران) را داشته باشیم، هم شبکه بهتری برای خود دست و پا می‌کنیم، هم کار سازمان را بهتر از همیشه پیش می‌بریم.

با ارتباط خوب می‌توانیم از دیگران راحت‌تر کمک بگیریم، مشکلات خودمان را بهتر با دیگران در میان بگذاریم و از اصول کار بهتر سر دربیاوریم.

برای مثال؛ کارمند خوب اگر بتواند با مدیر و رئیسش ارتباط خوبی برقرار کند در هنگام اخذ ترفیع یا افزایش درآمد، کار راحت‌تری دارد؛ چون با زبان خوش توانسته اعتماد اطرافیان خود را به‌خوبی جلب کند.

باید توجه داشته باشیم که ارائه مطلب و سخنوری هم یکی از خرده مهارت‌های ارتباط موثر می‌تواند باشد که کارمندان خوب و نمونه آن را بلد هستند و می‌توانند مطالب و فعالیت‌های انجام شده را به‌خوبی و جذابیت برای مدیر یا کارفرمای خود ارائه و پرزنت کنند به‌نحوی که آن‌ها نیز کاملاً در جریان کار قرار بگیرند.

۳. اثربخشی و بهره‌وری بالا؛ شرط لازم برای خوب بودن در محیط کار

مسلماً تنبلی و ضعف در انجام کار، چهره خوبی از یک کارمند نشان نمی‌دهد. درست است که برخی توان انجام کارهای سنگین و طولانی را ندارند، ولی همین‌ افراد هم اگر خروجی باکیفیت ارائه بدهند می‌توانند کارفرمای خود را راضی کنند.

یعنی اصل قضیه این است که بهره‌وری خوبی از خود نشان دهیم و ثابت کنیم که کارمان درست است! باید به کارفرما بفهمانیم که سخت‌کوش هستیم و در عین حال، کار خود را سرسری انجام نمی‌دهیم و بازدهی کارمان نیز برای‌مان مهم است.

وقتی کارفرما ببیند که یک کارمند بدون کم‌ترین دردسر، کار خود را با تمام توان انجام می‌دهد علاقه و دلسوزی‌اش نسبت به او بیش‌تر می‌شود. وقتی رئیس‌تان ببیند که هر روز بیش‌تر از دیروز تلاش می‌کنید او هم سعی می‌کند جبران خدمات بهتری را برای این تلاش‌ها در نظر بگیرد.

۴. انعطاف‌پذیری؛ ویژگی مهم یک کارمند خوب و ایده‌آل

هیچ‌گاه نمی‌توانید با قاطعیت بگویید که همواره همه‌چیز به یک روال ثابت پیش می‌رود. هر لحظه این امکان وجود دارد که مشکلی پیش بیاید یا شرایط بنا به دلایلی تغییر کند. در این مواقع فردی که قابلیت انعطاف‌پذیری داشته باشد، به‌سادگی نمی‌شکند و سعی می‌کند خود را با شرایط جدید وفق بدهد.

بقول “مایک تایسون” قهرمان اسبق بوکس جهان، “همه برای خودشان برنامه دارند تا وقتی که اولین مشت توی فکش می‌خورد، بازیکن واقعی از آن لحظه به بعد مشخص می‌شود”. این جمله اهمیت موضوع انعطاف‌پذیری را نشان می‌دهد که ما چقدر می‌توانیم بعد از خوردن اولین ضربات، مجدد روحیه‌مان را حفظ کنیم و طبق شرایط جدید، برنامه‌ریزی جدید داشته باشیم.

در همین راستا خانم “جفری ایملت” مدیرعامل سابق جنرال الکتریک، حاصل 16سال تجربه‌ی کاری در این سمت را در قالب 7 درس‌آموخته ارائه کرده است که یکی از مهم‌ترین آموخته‌ها، “انعطاف‌پذیری” است.

انعطاف پذیری یعنی داشتن برنامه جدید بعد از خوردن اولین مشت!

دوباره و دوباره ممکن است شرایط جور دیگری بشود؛ پس اگر قرار باشد انعطاف به‌خرج ندهیم و هر بار غر بزنیم، هم چهره خودمان را به‌عنوان کارمند خوب خدشه‌دار می‌کنیم و هم از لحاظ روانی اذیت می‌شویم.

پس چه کار کنیم؟

همان کاری که یک کارمند خوب انجام می‌دهد؛ آستین‌ها را بالا بزنید و هر جا با تغییر مواجه شدید خودتان را با آن سازگار کنید. عادت کردن به این سازگاری با شرایط مختلف، نه‌تنها در محیط کار، بلکه در تمام جوانب زندگی به‌نفع‌تان تمام خواهد شد.

۵. مهارت‌های فنی و تخصصی یک کارمند خوب

می‌شود گفت که رسیدیم به اصل مطلب! هیچ‌کس به کارمندی که دانش و مهارت تخصصی کافی برای اجرای اصول پایه‌ای کار را ندارد، دل خوش نمی‌کند. کارمندی که توان فنی خود را به رخ دیگران می‌کشد، نشان می‌دهد که لایق استخدام است.

کارمندی می‌تواند ادعای نمونه بودن داشته باشد که از دانش تخصصی مربوط به کار خود مطلع باشد، نمی‌گویم به همه‌ی دانش تسلط داشته باشد ولی یک کارشناس سطح پایین هم باید کتب و مجلات معروف مرتبط با کار خود را بشناسد و حداقل یکی را خوانده باشد. (البته این مورد به سطح شغلی کارمند وابسته است، اگر “کارشناس خبره” یا “کارشناس عالی” باشد باید تا حد خوبی به دانش روز مسلط باشد و از طرفی مهارت تخصصی مناسب برای انجام دقیق و مطلوب کار را نیز کسب کرده و به کار بگیرد.)

پس سعی کنید هیچ‌کدام از مهارت‌های تخصصی مورد نیاز شغل خود را از قلم نیندازید و هر جا نقصی از خود مشاهده کردید سریعاً آن را رفع کنید تا به‌ شما به‌چشم یک کارمند همه‌فن حریف نگاه کنند. توجه داشته باشید در برخی منابع به این نوع مهارت‎ها مهارت سخت نیز می‌گویند.

۶. مهارت‌های کار تیمی و همکاری

ضرورت داشتن مهارت‌های کار تیمی برای یک کارمند خوب بودن

بدون شک تبحر در کار تیمی یکی از مهم‌ترین خصوصیات کارمند خوب و نمونه است. تمام کار یک سازمان بر دوش یک نفر نیست و هر کس نقش خود را در تیم‌ کاری ایفا می‌کند.

در بسیاری از موارد می‌شود اعضای سازمان را به مثابه یک تیم دانست، در این سازمان‌ها افرادی که کار تیمی را خوب بلد باشند، جایگاه ویژه‌ای خواهند داشت، به‌طوری‌ که هر سازمان یا تیمی دوست دارد چنین همکاری داشته باشد.

یک تیم با تک‌تک اعضایش معنا می‌گیرد؛ اعضایی که همگی با یک‌دیگر در ارتباط و هماهنگ هستند و خودخواهی و تک‌روی نمی‌کنند. اگر قرار باشد هر کس ساز خودش را بزند کار از هم می‌پاشد.

۷. آمادگی برای یادگیری | اشتیاق به توسعه فردی

اطلاعات و سواد فعلی‌تان تا چه اندازه است؟ در حد استادی؟ تخصص؟ فوق تخصص؟ باید بگوییم که هیچ‌کدام از این‌ها کافی نیست!

باسواد بودن و پُر بودن مسلماً شما را از دیگران متمایز می‌کند؛ ولی این کافی نیست، چون برای بقا و پیشرفت در زندگی به یادگیری بیش‌تر (یادگیری مادام‌‎العمر) نیاز دارید. هر چقدر هم که اطلاعات مختلف بلد باشید باز هم نکاتی هست که از آگاهی به آن‌ها عاجز هستید. البته در حال حاضر!

وقتی در مورد یادگیری از خودتان علاقه نشان دهید همیشه بهتر از روز قبل‌تان خواهید بود و این از شما یک کارمند نمونه خواهد ساخت. نیازی نیست خودتان را از هر لحاظ بزرگ ببینید چون در این صورت دشمن خودتان خواهید بود و به خودتان ظلم خواهید کرد.

پس بپذیرید که از همه‌چیز سر در نمی‌آورید تا این فرصت برای‌تان مهیا شود که به سمت بهتر شدن و بیش‌تر یاد گرفتن بروید. اگر غیر از این باشد، بدجوری در زندگی ضرر می‌کنید.

۸. هضم استرس | مدیریت استرس

خیلی از اوقات پیش می‌آید که جریان کار به‌هم می‌ریزد. مثلاً سطح سفارشات به‌ یک‌باره بالا می‌رود یا مشکلی در دستگاه‌ها و تجهیزات رخ می‌دهد.

کارمند خوب کارمندی است که در این شرایط سخت، دست و پای خود را گم نمی‌کند؛ بلکه تحمل استرس و فشار را دارد و لااقل نمی‌گذارد مشکل از اینی که هست بدتر شود.

حفظ آرامش و بالا بردن تحمل، به ارزش شما به‌عنوان کارمندی نمونه می‌افزاید. کارفرما نیاز به کارمندی دارد که در شرایط سخت و پُر استرس نیز به کار خود ادامه داده و به‌راحتی از پا درنیاید. به‌جای ترس و ناامیدی، در این شرایط سعی کنید با اعضای تیم خود به‌دنبال حل مشکل بگردید.

۹. خلاقیت و حل مسائل؛ توانمندی مهم یک کارمند نمونه

تک‌بعدی بودن و عدم توانایی در نوآوری چیزی نیست که باب میل کارفرما باشد. یک کارمند نمونه سعی می‌کند از خلاقیت خود استفاده کند تا راه‌های بهتری برای سامان دادن به کارهایش بیابد.

خلاق بودن به‌جز بهتر شدن روند کار، در هنگام حل مشکلات نیز به‌کارتان می‌آید. هرگاه با مسئله‌ای روبه‌رو می‌شوید که برایتان تازگی دارد نباید پا پس بکشید؛ بلکه باید به ریشه‌های آن خوب فکر کنید و بعد از اینکه مطمئن شدید مسئله را درست تشخیص داده‌اید، در مورد راه‌حل فکر کنید و روش‌های مختلفی را پیش بگیرید، آزمون و خطا کنید، ریسک کنید تا بالاخره بتوانید مشکل را از پیش رو بردارید.

نمونه شدن به این سادگی‌ها نیست! باید از قدرت خلاقیتی که در وجودتان است بهترین بهره را ببرید و زمان را برای پیشرفت از دست ندهید.

۱۰. مدیریت زمان؛ ضروری برای متمایز شدن در محیط کار

حتماً شنیده‌اید که می‌گویند وقت طلا است. در مورد معنی این جمله استدلال هم زیاد است، ولی اصلی‌ترین تعبیر آن این است که نباید بگذاریم وقت از دست‌مان در برود.

زمان همیشه در حال گذر است و این تلنگری است به ما که کارهای خود را طبق برنامه‌ای کارآمد و شدنی پیش ببریم. اگر از پس مدیریت زمان برآییم کارهای‌مان نیز همگی به‌ترتیب انجام می‌شوند؛ در این‌ صورت نه استرس انجام نشدن‌شان را داریم، نه روی هم تلنبار می‌شوند که ما را از پا دربیاورند.

برنامه‌ی زمان‌بندی داشتن، هم‌چنین به شما کمک می‌کند که سر قول‌های خود بمانید، این خوش‌قول بودن نیز باعث می‌شود اعتماد کارفرما به شما بیش‌تر شود و کارمند خوبی به‌نظر بیایید.

مزایای مدیریت زمان یکی و دوتا نیست. همین‌قدر که صبح‌ها سر یک موعد مناسب بیدار شوید، اثرش را تا شب بر روی خود می‌بینید؛ هم سرحال‌تر خواهید بود، هم به کارهای‌تان می‌رسید، هم مشکل پیدا نمی‌کنید، هم نمونه می‌شوید.

کارمند شدن چه آسان، نمونه شدن چه مشکل!

کارمند بد و کارمند معمولی همه‌جا پیدا می‌شود؛ اما کارمند خوب و شایسته را از هرجایی نمی‌توان پیدا کرد.

کارفرماها، مدیران منابع انسانی و هر شخص دیگری که مسئولیت استخدام نیروی جدید را بر عهده دارد به‌خوبی می‌داند که کارمند خوب کیست و کدام کارمند لیاقت استخدام را ندارد.

نیروهای خوب از بین آن‌هایی انتخاب می‌شوند که توانمندی‌ و عملکرد خوبی داشته باشند، مسئولیت‌پذیر باشند، از مواجه شدن با مشکلات نترسند، مشتاق به یادگیری باشند، از بی‌اخلاقی دوری کنند، و در کل قادر به بهتر کردن شرایط سازمان باشند.

کارمند نمونه، خصوصیات نمونه و بارزی هم دارد و برای به‌دست آوردن این خصوصیات تلاش می‌کند. نظر شما چیست؟ شما اگر کارفرما بودید چه کارمندی را لایق استخدام در شرکت خود می‌دیدید؟

منابع: Nationwide ،UltimateMedical و Northwest

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *